یسنا جون پیتکو پیتکو خریده
سلام نفس مامان
دو روز گذشته وقت نشد بیام به وبلاگت سر بزنم و واست بنویسم. تو هم که حسابی شیطنت میکنی و
واسم اصلا وقت نمیزاری.
٥شنبه از صبح رفتیم خونه باباجون تا با مامان جون ببری حمومت کنیم.آخه هنوز بد حموم هستی و
مجبورم با مامان جون ببرمت حموم.
بقیه در ادامه مطلب......
عصر هم با خاله عاطفه و بابا رفتیم بیرون تا واسه مامان جون(مامان بابا)
هدیه تولد بگیریم آخه امروز تولد مامان جون هستش.
بعد خریدن هدیه واسه مامان جون تصمیم گرفتیم تا بریم واسه تو شیطون بلا یه گوزن بادی مثل گوزن
حسین بخریم آخه همش اسب میخوای از ما. بابا و خاله عاطی رفتن مغازه و به قول تو اسبی خردین و تو
تا دست خاله دیدیش همش میگفتی بیارش بیارش و به محض اینکه خاله آوردش رفتی صندلی عقب
پیش خاله تا همونجا سوار اسبت شی و پیتکو پیتکو کنی آخه تا سوارش میشی شروع میکنی به گفتن پیتکو پیتکو......و کلی ذوق میکنی قربونت برم .
تا آخر شب هم همش بغلش میکردی با اینکه واسه تو خیلی سنگینه.
دیروز هم رفتیم خونه بابا جون تا بابا با کارواش ماشین رو بشوره . بعرد هم رفتیم پیش آقابابا (بابای
باباجون) تا بهشون سر بزنیم.
شب هم رفتیم تولد مامان جون.آخه امشب شب شهادت بود واسه همین دیشب تولد گرفتیم.
دوست دارم جیگر طلاااااااااااااااااااااااااااااای مامان


یسنا جون پیتکو پیتکو خریده
